X
تبلیغات
خانه بهداروند
 
خانه بهداروند چراغی برای آینده گان می افروزد
 

 

 خانه بهداروند برادران خود را به همبستگی فراخواند 

خانه بهداروند به منظور همبستگی و برادری بیشتر اعضاء تشکیل جلسه داد و در این نشست اعضاء به اتفاق آراء خواهان استفاده از توانمندی های فامیلی برای ارتقاء وضعیت اجتماعی فرهنگی و اقتصادی خویشاوندان خود شدند.

بر اساس گزارش این جلسه راس ساعت ۲۰:۳۰مورخ ۲۸/۱۱/۹۱با صلوات بر محمد در خانه بهداروند به میزبانی آقای صفر محمدی آغاز گردید.

در این جلسه نمایندگان ۱۴طایفه ی مختلف از ایل بهداروند حضور داشتند ومهمانان جدیدی ازجمله آقایان احمدی و خسروی از طایفه ی کیارسی ُ آمجید کرمپور از طایفه ی منجزی و مهندس گودرزی از اولاد آزال علائدینوند حضور بهم رساندند.

آقای علی فرجی در خصوص عدم حضور آقایان بلدی گزارشی به جلسه ارایه نمود که نامبردگان بدلیل مشغله تدارک جلسه فامیلی با موضوعیت طرح مسئله خانه بهداروند  و معرفی آن به بستگان سرگرم فلذا ضمن ابلاغ سلام صمیمانه  به حاضرین در مجلس حضور خود را موکول به بعد از برگزاری جلسه فامیلی نموده اند.  

پس از خوشامدگویی میزبان و معارفه ی حاضرین به یکدیگر آقای سهراب نوروزی در سمت مدیر جلسه خواستار حضور به موقع افراد شد .

آقای صفر محمدی شرحی از اهداف این خانه مبنی بر رفع اختلافات درون طایفه ای و عمل به صله رحم که فرموده ی پیامبر اکرم (ص) است پرداخت و اظهار امیدواری کرد با حضور بزرگان و خیرین بهداروند در این نشست ها بتوان در آینده کارهایی نظیر ساخت مسجد ُ مدرسه ُ درمان بیماران و  کمکهای تحصیلی به مردم نمود .

در این خصوص آقای مهندس سیاوش محمودی پیشنهاد تهیه ی زمینی در نزدیکی شهر اهواز  و تدارک مکانی جهت مناسبتهای ویژه مانند مراسم عروسی یا افطار نمودند . همچنین مهندس تقی پور نیز به طرح دیدگاه های خود  در خصوص مشارکت اجتماعی و بررسی جمعیت بهداروندها در شهرهای مختلف خوزستان ارایه کردند.

پس از آن آقای مهندس علیمردان محمدی و مهندس گودرزی پیشنهاد دعوت از نمایندگان سایر طوایفی که هنوز نیامده اند داشتند که با توجه به تناسب با دستور کار جلسه مورد تایید سایرین واقع شد  لذا مقرر گردید :

الف- طوایف 24 گانه بهداروند شناسایی و دعوت از آنها صورت پذیرد که در اینخصوص با توجه به حاضرین در مجلس تقسیم کار زیر صورت پذیرفت:

1- دعوت از طوایف آل جمالی، پیر برکه ، تکی، لرزنی و چنگایی به عهده ی آقای غلام خسروی
2- دعوت از طوایف علائدین وند، مقام رکی، الکی، لرزنی آقای ابراهیم تقی پور
3- دعوت از طایفه فرگنی آقای علیمردان خسروی
4- دعوت از طایفه للری آقای ولی الله احمدی
5- دعوت از طایفه کاله آقای صفر محمدی
6- طایفه اسنکی و تردی آقای کرم نیا
ب- مقرر گردید با انتشار مطلبی در دیدگاه بهداروند فراخوان گردد و از طریق ارسال- اس ام اس به اعضا ایل بهداروند اطلاع رسانی شود.


ج- مقرر گردید مسایل اجتماعی نظیر شرکت در انتخابات به کمیته ی ویژه ای از افرادی از گروه که دارای تجربه لازم  و مورد تاییدات لازم می باشند سپرده شود.

د - مقرر گردید پیشنهاد دکتر بختیاری در خصوص برگزاری همایش فرهنگی به کمیته ای فرهنگی سپرده شود.
مراتب پس از قرائت صورتجلسه با ذکر صلوات به تایید افراد حاضر رسیده شد.

در پایان جلسه آقای گودرزی پیشنهاد حمایت از دانشجویان مستعد و همچنین کار آفرینی برای بیکاران طایفه داشتند و اظهار نمودند که اینجانب حاضر است با تمام توان خود برای اشتغال بیکاران و رشد استعدادهای افراد مستعد پیش قدم شوم.

جلسه راس ساعت ۲۴به پایان رسید.

خانه بهداروند از همه خویشاوندان می خواهد با ذکر شماره ی تلفنُ آدرس الکترونیکی یا فکس از طریق بخش نظرات این وبلاگ تماس حاصل نمایند.

  نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1391ساعت 14:39  توسط بهداروند  | 
طبیعت بسیار زیبای روستای سوسن سرخاب
 
قطعه ای از خاک بهداروند
 
چونان گیاهی محتاج نور و آب  اولین روز پائیزم را با سفر به سوسن سرخاب آغاز نمودم. روستای سوسن سرخاب از توابع شهرستان اندیکا و در 150 کیلومتری شهرستان مسجدسلیمان قرار دارد.


شیرهای سنگی نماد قبرستان های بختیاری در ورودی روستا

عکاس: نگارنده

  از وجه تسمیه سوسن سرخاب که پرسیدم، سرخاب را برگرفته از سهراب که نام طایفه ساکن در منطقه است گفته اند و سوسنش را نیز به داشتن گل سوسن نسبت داده اند که چندان موجه نیست و نیازمند بررسی است.
ساکنین منطقه، چال سیاه را نقطه آغاز شکل گیری سوسن سرخاب می دانند. چال سیاه قسمتی از چشمه است که رنگ آن به سیاهی تمایل دارد که دلیلش می تواند سایه انبوه درختانی باشد که آن را احاطه کرده اند یا به جنس زمین آن بستگی داشته باشد.


عکاس: نگارنده

 سوسن سرخاب منطقه ای عشایری، وابسته به دام و محصولات باغی ست.


عکاس: نگارنده


این منطقه را می توان چنارستان نامید. همه جا پوشیده از چنار است که در گویش محلی به آن چندار(1) می گویند.


عکاس: نگارنده

عکاس: نگارنده


درختان محدوده خانوارها را مشخص می سازند.


عکاس:نگارنده

هر درخت دیواری ست، دیواری و طاقچه ای؛ آینه، فانوس، شانه، قیچی و ... همه به درختان آویزند و یاد آغازت را تازه می کنند.


عکاس: نگارنده


عکاس: نگارنده


عکاس: نگارنده



 


سوسن سرخاب علاوه بر اینکه منطقه ای با جاذبه های فراوان طبیعی همچون درخت، رود، چشمه های فراوان، باغ و ... است؛


 عکاس: نگارنده


عکاس: نگارنده


عکاس: نگارنده


دارای جاذبه های فراوان مردم شناسی است.
 از زیبایی چهره های روستایی، طرز لباس پوشیدن، آرایش مو و... گرفته تا صنایع دستی و غذاهای محلی:


یارعلی و طلا میزبانان ما در سفر


عکاس :نگارنده


لیلا خانم در حال پخت نان


عکاس: نگارنده


معصومه با لبخند معصوم و دلنشینش


عکاس: نگارنده


ناهید، راهنمای محلی
عکاس: نگارنده


ساکنین اغلب محل زندگیشان را با صنایع دستی همچون شیردنگ، اسپند، وریس و... آذین می بندند که  جنبه زیبایی شناسی و معنوی دارد.


عکاس: نگارنده

شیردنگ یا شیردند(به کسر دال) از پشم گوسفند یا کاموا تهیه می گردد. آنرا اطراف چادر، گهواره و قنداق بچه، حجله عروس و... جهت چشم زخم و رفع بلا می بندند.


عکاس: نگارنده


وریس(به کسر واو) نیز از پشم گوسفند است که از آن جهت بستن بار به دام  و بستن به دور رختخواب نوزاد و زن زائو به مدت یک هفته تا 40 روز استفاده می گردد.

 
عکاس: نگارنده


در این منطقه یک آسیاب آبی قدیمی موجود است که دیگر از آن استفاده نمی شود.


عکاس: نگارنده

عکاس: نگارنده

در سوسن یک شیلات پرورش ماهی هم هست که می تونید از اونجا ماهی قزل آلای تازه با قیمت مناسب تهیه کنید.
عکاس: نگارنده


اینجا زمینش چشمه، دیوارش درخت و سقفش آسمان است، آنقدر در این منطقه احساس آزادی می کنی که سرگردان می مانی میان انسان و پرنده بودنت .

 

http://naftfc.persiangig.com/safar/IMG_0165.jpg

http://naftfc.persiangig.com/safar/IMG_0068.jpg

http://naftfc.persiangig.com/safar/IMG_0017.jpg


۱- چندار برگرفته از زبان پهلوی به معنی چنار است.

+ نوشته شده توسط آذردخت نوذری 
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391ساعت 16:20  توسط بهداروند  | 

 

زیبایی های  شگفت انگیز روستای للر

محل سکونت تیره ی للری بهداروند

 

 

 


روستای للر در دامنه کوه کینو یکی از زیباترین نقاط زاگرس و کوه های بختیاری است.

این روستای تاریخی در شمال شرق استان خوزستان قرار دارد.




























  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391ساعت 16:11  توسط بهداروند  | 

                                          گزارشي از  آخرين نشست خانه ي بهداروند

در تاریخ شنبه مورخ 21/11/1391 د نشست همدلی خانه بهداروند باحضور چهرههاي جديدي از افراد اين ايل برگزار و راهبردهای زیر به جهت بالا بردن سطح فرهنگی و اقتصادی پیشنهاد گرديد.

در این نشست آقای علی مردان خسروی با تاكيد بر مسئله ي  اطلاع رسانی دیدگاه های خود را جهت فعال نمودن افراد در  اطلاع رساني و ايجاد انگيزه در سرنوشت فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی گوشزد نمود. همچنين آقای سهراب دهناشی موضوع بررسی بیشتر اساسنامه را مورد اشاره قرار داد و ضمن ارايه گزارشي از عملكرد خود اظهار اميدواري كرد روند قانوني اين اساسنامه بزودي به ژايان برسد.

 آقای دکتر بختياري عضو جديد خانه بهداروند كه از شهرستان ايذه آمده بود نيز پیشنهاد داد که هر ساله یک همایش فرهنگی با میزبانی ایل بهداروند جهت بزرگداشت مشاهیر بختیاری برگزار گردد.

آقاي مهندس حسین زاده ضمن بزرگداشت این حرکت تاریخی آن را یک سپر دفاعی در مقابل تهاجم فرهنگی بیگانه خواند و اظهار اميدواري كرد كه در شرايطي كه امواج ماهواره از سوي بيگانگان فرهنگ ايرانزمين را نشانه رفته است ، فرزندان ما با اطلاع از پیشینه خود از هر گونه کارهای غیر نیک پرهیز  کنند.

 آقای صفر محمدی از کل طوایف خواست با نشست های فامیلی مرتب ضمن آشنائی فامیل با همدیگر و اطلاع رسانی به سایر فامیل ها و طوایف با ایجاد صندوق های فامیلی از حال همدیگر با خبر و از آنها خواسته شود در امور فرهنگی و اقتصادی ایل شرکت موثر داشته باشند.

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391ساعت 15:44  توسط بهداروند  | 
 

 

روز شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۱  طوایف بهداروند با گردهم آمدن در خانه بهداروند   بر لزوم همبستگی بیشتر به منظور پیشرفت و توسعه و افزایش امکانات رفاهی برای ایل بهداروند تاکید کردند.

در این جلسه که اعضای جدیدی از طوایف بلیوند ، سهراب و شیخ بلدی حضور داشتند، ،آ قای صفر محمدی میزبان جلسه  با ایراد سخنانی ضمن خوشامد به اعضای جدید شرحی از اقدامات انجام شده و برنامه های آتی خانه بهداروند ارایه داد.

صفر محمدی ضمن یاداوری این نکته که افتخار اقوام بختیاری این است که همواره در راه تمامیت ارضی ایران جانفشانی کرده است، افزود به دلیل مکتوب نشدن تاریخچه ی این قوم خصوصا ایل بهداروند، نیازمند به ثبت افتخارات تاریخی هستیم تا فرزندان ما بدانند که این آب و خاک همواره از مردان بزرگ بهره مند بوده است.

دیگر سخنران این جلسه آقای سیاوش محمودی بود که با یاداوری بخشی از توانمندی های اعضا ایل بهداروند گفت اگر ما بتوانیم برای جامعه ای که در آن زندگی می کنیم خدمات ارزنده ای ارایه دهیم و موجب آسایش و پیشرفت آنها شویم به اعتبار ایل بهداروند و بختیاری افزوده ایم لذا مهمترین وظیفه یک بهداروند حفظ اصالت خانوادگی و رفتار نیکو در جامعه است  ایشان همچنین خواستار تاسیس مجتمع پزشکان بهداروند در آینده برای درمان آن دسته از مردمی که بنیه مالی مناسب برای درمان ندارند شد .

سخنرانان دیگر این جلسه  آقایان مهندس رضا حسین زاده ، علی فرجی بیرگانی،ایرج بختیاروند ، مهدی بلدی و محمدرضا کرمنیا و آقای خسرو ی بودند که به ارایه دیدگاه های خود پرداختند.

 نشست فوق و الذکر پس از ۴ ساعت با تعیین دستور جلسه آینده و ضیافت شام توسط میزبان به پایان رسید.

  نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1391ساعت 19:3  توسط بهداروند  | 
 
روستای کُمُفه واقع در ۲۰۰ كيلومتري شمال غربي شهرستان مسجدسليمان در سلسله جبال زاگرس (در مرز بین استان های خوزستان و چهارمحال و بختیاری) دارای آب و هوای بی نظیر و طبیعتی بکر و دست نخورده  است .

به گزارش رجانیوز، روستای زیبا و سرسبز کمفه در میان کوههای سر به فلک کشیده و استوار بختیاری قرار دارد. این ناحیه از چهار طرف میان کوههای بلند وصخره های سخت وستبر قرار دارد.

بر سینه این کوه ها، جنگل ها ودرختان انبوه بلوط روییده است که در بعضی از این صخره ها و کوهپایه ها نشانه هایی از تاریخ عهد اتابکان و اشکانیان نیز به چشم می خورد.

ساکنان روستای چهار فصل کمفه را دو طایفه تاج الدین وند شهنی و بهداروند از ایل غیور بختیاری تشکیل می دهند.

گزارش تصویری:  ارسلان ظاهری بیرگانی


  نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391ساعت 18:29  توسط بهداروند  | 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391ساعت 18:7  توسط بهداروند  | 
خانه بهداروند افروختن چراغی است برای آینده

 

 تاسیس خانه بهداروند

برخی از اعضاء ایل بهداروند در مورخ هفتم بهمن سال هزار و سیصد و نود و یک با تاسیس خانه بهداروند مصمم به هم اندیشی و یاری گرفتن برای ارتقاء اجتماعی و اقتصادی  خویشاوندان خود هستند.

هیات موسس خانه بهداروند با احساس نیاز این ایل به برنامه های جامع اقتصادی و فرهنگی بمنظور داشتن رسانه ای قابل دسترس و  تلاش برای حفظ هویت بختیاری و بهداروند پس از شش ماه مطالعه و تحقیق ضمن اعلام تاسیس خانه بهداروند، آمادگی خود را برای پذیرش نظرات همه ی اعضای این ایل اعلام می نماید.

تصمیمات هیات موسس خانه بهداروند از طریق این دیدگاه به اطلاع عموم رسانده می شود و این هیات خواهان هم اندیشی، حمایت و راهنمایی برادران خود می باشد.

برخی اعضائ

اعضاء هیات موسس خانه بهداروند عبارتند از :

۱.سیاوش محمودی متولد ۱۳۲۶ از طایفه علائدینوند

۲.صفر محمدی متولد ۱۳۲۹از طایفه ی کیارسی

۳.علی فرجی بیرگانی متولد ۱۳۵۳ ازطایفه ی منجزی

۴. سهراب نوروزی دهناشی متولد۱۳۵۰ ازتیره ی دهناشی

۵.ابراهیم تقی پور متولد ۱۳۴۶از طایفه منجزی

  نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391ساعت 12:53  توسط بهداروند  | 

دژ اسدخان؛ نگين دشت مخمل


نويسنده: مجتبي گهستوني




    در دشت ۲ هزار و ۵۰۰ كيلومتر مربعي «انديكا»ي خوزستان، در دامنه كوه زاگرس، دژي بنا شده است كه آن را «دژ ملكون» يا «اسدخان» مي نامند. دژي كه سابقه آن به پيش از اسلام بازمي گردد. بنايي از سنگ و گچ به وسعت ۲۰۰ هكتار كه بر فراز كوهي بنا شده است.
    اين بناي نيمه مخروبه كه در دو طبقه ساخته شده در ۵ كيلومتري «نبه وار» در مرز انديكا و لالي است. دشت لالي و انديكا چنان رؤيايي است كه چشم هر انساني را خيره مي كند. آگاهي از اين منطقه تاريخ چند هزار ساله اي را زنده مي كند كه پر است از حوادث مختلف از دوران هاي كهن اين مرز و بوم.
    در دژ بنا شده بر اين كوه عظيم، اتابكان نيز حكومت كرده اند. پس از انقراض حكومت اتابكان، خانواده اي از قوم آستركي بختياري مقر و حكومت خود را به «نبه وار» منتقل كرد كه از اين دژ ۶ كيلومتر فاصله داشت. در دوران قاجار نيز سردار اسدخان بهداروند نيز صاحب اين دژ مي شود. تصاحب اين دژ از سوي اسدخان به دوره اي برمي گردد كه ژنرال گاردان فرانسوي در دوران حكومت آقامحمدخان قاجار به ايران آمد تا كارخانه هاي توپ جنگي را فعال كند. او به آقامحمدخان قاجار مي گويد كه براي فعاليت اين كارخانه ها نياز به زغال است. به همين دليل آقامحمدخان به اسدخان دستور مي دهد زغال موردنياز را از مناطق سرسبز بختياري در خوزستان تهيه كند، اما اسدخان كه خود را فرد مستقلي قلمداد مي كرد از فرمان شاه قاجار سرپيچي مي كند و در نهايت مورد تعقيب قرار مي گيرد و به اجبار خود، خانواده و سربازانش به اين دژ پناه مي برند.


    آقامحمدخان قاجار سپس به «محمدعلي ميرزا دولتشاه» كه حاكم وقت شوشتر بود دستور مي دهد كه اسدخان را دستگير كند. محمدعلي ميرزا وقتي با سربازان خود به سمت اين دژ مي رود، متوجه مي شود كه دژ روي كوه عظيمي بنا شده است كه هيچ راه نفوذي براي ورود به اين قلعه وجود ندارد. حضور چند ماهه حاكم وقت شوشتر در پاي كوه براي دستگيري اسدخان تأثيري نداشته، در نهايت تصميم مي گيرد كه به تنهايي به درون قلعه برود. اسدخان و «محمدعلي ميرزادولتشاه» در پاي «سنگ مذاكره»، كه هم اكنون اثر آن در درون قلعه موجود است، به پاي مذاكره مي نشينند. اسدخان در نهايت به ميل خود با علي ميرزا همراه مي شود تا راهي مركز شوند. به همين دليل حاكم شوشتر به اسدخان قول مي دهد كه او را نكشند و اين در حالي است كه آقامحمدخان قاجار اصرار به مرگ اسدخان دارد. او به نگهبانان دستور مي دهد تا چاله اي براي اسدخان حفر و او را زنده به گور كنند. اسدخان در حالي كه شاهد كندن گور خود است متوجه مي شود كه دو نگهبان توان كافي براي كندن چاله ندارند. در عين اسارت به طرف دو نگهبان مي رود و با تمام توان، شروع به كندن چاله مي كند. آقامحمدخان قاجار از او سؤال مي كند كه تو چه كار مي كني و اسدخان به او مي گويد قبرم را مي كنم. شاه كه شجاعت وي را مي بيند از كشتن او صرف نظر مي كند و دستور مي دهد تا او را تحت الحفظ به شوشتر بفرستند. در ميان راه و در كرمانشاه محمدعلي ميرزا مريض مي شود و او به اسدخان توصيه مي كند كه فرار كند. اسدخان نيز تصميم مي گيرد به سمت قلعه خود حركت كند. او در پاي كوه متوجه مي شود كه «داود» پسر برادرش دژ را به تسخير درآورده و راضي به پس دادن آن نيست و در نهايت تا زمان مرگ خود در شيراز مي ماند. بعدها جعفرقلي خان پسر اسدخان بر داود غلبه مي كند و دوباره دژ را به تسخير خانواده خود درمي آورد.
    در سراشيبي اين كوه، اتاقكي براي نگهبان وجود دارد كه نگهبانان تمام منطقه را زيرنظر داشته اند. دژ اسدخان داراي دو آب انبار بوده است. گفته مي شود كه دو بناي ديگر به نام هاي «دژ دختر» و «قلعه ميدان» شبيه به اين دژ در لالي وجود دارند. در حال حاضر متأسفانه به دليل نبود راه ارتباطي، فقط يك خانواده، كه احشام خود را در اين بنا نگهداري مي كنند، در اين منطقه سكونت دارد.
    به گمان نگارنده در برخورد اول با اين بنا ـ كه ويژگي هاي ارزنده اي دارد ـ به ياد قلعه بابك در كليبر آذربايجان شرقي مي افتي.


    هم اكنون از قلعه بابك جز چند ديوار، بنايي باقي نمانده است، اما دژ اسدخان فقط طبقه دوم خود را از دست داده و با اندكي ترميم، پس از ثبت در فهرست آثار ميراث فرهنگي خوزستان ممكن است هم يك جاذبه توريستي و هم اقامتگاهي براي گردشگران ايراني و خارجي باشد. مراد سعيدي پور از مسئولان محلي و پژوهشگران تاريخي معتقد است كه ايجاد يك راه ارتباطي مناسب علاوه بر بهره مندي از چشم انداز اين دژ كه داراي اتاق ها، دالان ها و... است، به رونق منطقه نيز مي افزايد.
    
    

  نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1391ساعت 21:2  توسط بهداروند  | 

بهداروند در دانشنامه جهانی ویکپدیا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

بهداروند یا بختیاروند، طایفه‌ای از ایل بختیاری، شاخه هفت‌لنگ می‌باشد. این طایفه بزرگ بختیاری به "بهداروند" و یا "بختیاروند" نیز شهرت دارد. در ساختار اجتماعی ایل بختیاری، بهداروند به طایفه و نیز به یکی از چهار باب تشکیل‌دهنده شاخه هفت‌لنگ بختیاری اطلاق می‌شود.

خاستگاه قومی

 

بختیار، نام یکی از سران لر بزرگ و نیای بزرگ این طایفه بود، که اولاد او، طایفه بختیاروند را تشکیل دادند[۱]. حمدالله مستوفی، در کتاب تاریخ گزیده؛ به مهاجرت گروهی از طوایف، از جمله بختیاری‌ها، از جبل‌السماق، در حلب، واقع در غرب شام، به لرستان، اشاره می‌کند[۲] و علیقلی خان سردار اسعد، در کتاب تاریخ بختیاری؛ "بهداروندها" را، از این دسته مهاجران دانسته ‌است.

سازمان طایفه

["بهداروند"، هم به باب و هم به طایفه‌ای از ایل بختیاری اطلاق می‌شود. در تقسیم‌بندی این طایفه، چند رده مشاهده می‌گردد. درباره این رده‌ها اقوال مختلفی وجود دارد. برخی بهداروند را به ۳ طایفه "بختیاروند"، "عالی جمالی"، "جانکی سردسیر" و ۲۰ تیره، تقسیم کرده‌اند[۳]. سازمان اجتماعی بزرگ طایفه بهداروند، به ۴ شعبه بزرگ "بختیاروند"، "آل‌جمالی"، "جانکی سردسیر" و "عرب کمری" بهمراه ۲۴ طایفه و هر طایفه به چند تیره و هر تیره به چند تش و هر تش به چند اولاد تقسیم می‌شود...[۴]

پراکندگی جغرافیایی

بهداروندها و طوایف آن، در مناطق ییلاقی؛ چهارمحال و بختیاری و قسمتی از منطقه بازفت و مناطق قشلاقی؛ دهستان‌های سوسن سرخاب، اندیکا، شیمبار، لالی، منطقه گتوند و سواحل رود کارون در استان خوزستان پراکنده‌اند[۵]. نواحی ییلاقی و قشلاقی بهداروندها، بین شهرستان‌های ایذه، شوشتر، مسجدسلیمان، فریدونشهر، لنجان، شهرکرد و فارسان قرار دارند.

جمعیت و معیشت

شمار خانوار بهداروندها را، از قدیم‌ترین زمان، تاکنون با اختلاف بسیار، چنین آورده‌اند: در ۱۸۳۶ میلادی، ۶۰۰ خانوار[۶] (که این آمار احتمالاً به گروهی از بهداروندها اشاره دارد، چون با آمار کم و بیش هم‌زمان دیگران اختلاف فاحش دارد)، در ۱۸۴۴ میلادی، ۳ هزار خانوار[۷] ضبط کرده‌اند، بنابر آمار سال ۱۳۶۶، جمعیت "کوچندهٔ" بهداروندها، شامل ۱۹۲۴ خانوار و یا ۱۲۷۵۸ نفر بوده ‌است.

در گذشته، بهداروندها از راه پرورش دام، کشاورزی و باغداری، زندگی می‌گذراندند. بافت قالی و قالیچه، گلیم و زیلو، جاجیم و خورجین، پلاس، چادر و چوقا، از مهم‌ترین صنایع‌دستی بهداروندهاست.

پیشینه تاریخی

در منابع از بهداروندها به عنوان طایفه‌ای قدرتمند و ثروتمند یاد می‌کنند که اغلب خوانین آنها مناصب ایلی مهم به دست آورده بودند.[۸]

از وقایع مهم در حیات اجتماعی بهداروندها می‌توان به جنگ و ستیزهای درون ایلی آن‌ها با دورکی باب بختیاری اشاره کرد. رقابت و خصومت، در میان این دو طایفه، سابقه طولانی داشته‌است و خوانین آنها برای کسب منصب ایلخانی اغلب با یکدیگر رقابت و مبارزه می‌کرده‌اند. ازاین‌رو، هر طایفه خان و رئیس خود را ایلخان می‌شمرد. این طایفه‌مداری سبب آشفتگی و اختلاف در تشخیص درست برخی ایلخانان و رهبران طایفه در منابع موجود شده ‌است.

در جنگ‌های میان بهداروند و دورکی اغلب باب‌های دورکی باب و بابادی باب «خینِ چوی» (خون چوب: پیمان و اتحادی میان دو یا چند طایفه به این معنا که تا زمان پاک شده خون روی چوب، یار و یاور یکدیگر خواهند بود!) یکدیگر و بهداروند و چهارلنگ خین‌چوی هم بودند[۹]. وقتی که اختلافات و نزاع‌ها بین دو گروه در ایل بختیاری از راه‌های مسالمت‌آمیز و کدخدامنشانه حل نمی‌شد و به جنگی روی می‌آوردند، گروه یا گروه‌هایی از بختیاری به یاری حریف ضعیف و کم‌زور می‌شتافتند تا قدرت طرفین دعوا در جنگ، متوازن شود. این همیاران را که احتمالاً همبستگی خونی هم نداشتند، خین‌چویِ یکدیگر می‌نامیدند.

از دیگر وقایع مهم قابل ذکر در تاریخ بهداروندها، جنگ‌های اسدخانی، اسدخان بختیاروند ایلخان بختیاری، میان سال‌های ۱۲۲۵-۱۲۵۶ق/۱۸۱۰-۱۸۴۰م ([۱۰] با حبیب‌الله‌خان دورکی رئیس شاخهٔ دورکی هفت‌لنگ است. در این جنگ‌ها هفت‌لنگ‌ها به دو گروه هوادار حبیب‌الله خان و اسدخان تقسیم و با هم ‌درگیر شده بودند[۱۱].

اسدخان از سرداران بختیاری بود، که در زمان فتحعلی‌شاه قاجار به سبب شورش و اطاعت نکردن از حکومت و درگیری‌های فراوان با قوای حکومتی همراه حبیب‌الله‌ خان دورکی دستگیر و در تهران، زندانی شدند. پس از عفو و آزادی و بازگشت به سرزمین بختیاری از آنها خواسته شد تا زغال و مواد سوختی توپخانه قشون را از جنگل‌های بختیاری تأمین کنند. اسدخان از این کار، سر باز زد. از این‌روی، سپاهی به سرپرستی محمدعلی میرزا در ۱۲۲۷ قمری، برای سرکوب او به منطقه بختیاری، فرستاده شد.

در این نبرد که به "جنگ کُلُنچی" معروف است، سپاه قاجار به فرماندهی محمدعلی میرزای دولتشاه به اتفاق قوای فرانسوی و حمایت حبیب‌الله خان دورکی و هم‌پیمانانش از آنان، اسدخان و ایل بهداروند را در منطقه کوهستانی و صعب‌العبور "کُلُنچی" در دامنه‌های شمالی زردکوه بختیاری گرفتار جنگ خانمانسوزی نمودند. در این نبرد خونین، اسدخان بهداروند با همکاری سردارانی همچون: داودخان بهداروند، محمودخان بهداروند، حسین خان بهداروند، ابدال خان بهداروند، آقاخان بهداروند، علی صالح خان آل جمالی بهداروند، حسن خان آل جمالی بهداروند، اسدالله خان منجزی، نامدارخان منجزی، عزیزخان منجزی، تَمبُرخان منجزی، آحسین منجزی (معروف به آحسین قَمه طلا یا آحسین شمشیر شُل)، آشهباز منجزی (معروف به آشهباز حَیسه سوار)، آامان الله مش مرداسی، آحبیب الله بلیوند، طهماسب خان راکی، آاسحاق کاهکش، آخسرو حموله و چابکسواران ورزیده و تفنگچیان چیره دست طایفه منجزی (معروف به سواران و تفنگچیان رَمُـوری) حصر خود را شکست و بهداروندها نجات پیدا کردند و به قلعه یا "دژ ملکان" محل استقرار قبلی خود که بعداً به "دژ اسدخان" معروف شد، بازگشتند. محمدعلی میرزا بار دیگر سپاه را آراست و سال‌ها در پای دژ ملکان با بهداروندها به جنگ پرداخت. سرانجام، با یکدیگر مصالحه کردند و اسدخان دست از نافرمانی کشید و با محمدعلی میرزای دولتشاه همراه شد[۱۲].

پس از اسدخان، پسرش جعفرقلی خان، ریاست بهداروندها را به دست گرفت. او پس از قتل عام و کشتار نامدارخان منجزی و عموزادگانش (اولاد سلیمان خان) در پی شورش و سرپیچی از حکومت مرکزی به دستور حشمت‌الدوله حاکم لرستان و بروجرد در سال ۱۲۸۵ قمری، به قتل رسید. برخی منابع جعفرقلی خان بهداروند را با جعفرقلی‌خان دورکی که میان سال‌های ۱۲۵۶-۱۲۶۵ قمری/۱۸۴۰-۱۸۴۹ میلادی، ایلخان بختیاری بود، اشتباه گرفته‌اند.

 

بختیاروند شامل طوایف :

1 . علاءالدین وند

2 . منجزی

 3. بلیوند

 .4 دیناشی

 5. اَسنکی

 6. سُهرو

 7. مش مرداسی

 8. سِهید

 9. لُرزِنی 

 10. کاله

11 کیارسی

 12. مقام رَگی

 13. تَکی 

14. زیلائی

 15. گُندائی 

16. للَری

 17. پیر بَرَکه

18 شیخ احمدبَلَد

 19. سادات صالح ابراهیم ۲

20. عمله جات


 آل جمالی  

آل جمالی شامل طوایف :

1 . اولاد علی صالح خان

 2. تِردی

 3. بِرام عالی 

 جانکی سردسیر 

جانکی سردسیر شامل طوایف :

 1. جانکی

 2.جلیلی

 3. بَرد بُر

 4. هَلو سَعد ( هلیسادی)

 5. ریگی

 6. سُونک 

 7. بارِزی

 8. شیاسی

 9. جلاله‌ای

 10۰. خالدی

11. آلونی

 12. مُنجنی

 13. جمالی

 14. فلارد

15. میلاسی

16. آقائی

 17. آهوئی

 18. احمدی

 19. مَعموری

20. بوگَر ۲

21.بیدل

 22. بویرحسنی

 23. ابراهیم محمدی

 24. سادات بیدله

 25. دودرائی

 

مشاهیر بهداروند

  • اسدخان بهداروند: معروف به اسدخان شیرکُش، ایلخان بختیاری در زمان فتحعلی شاه قاجار
  • علی صالح خان بهداروند: از خوانین بنام بختیاری در زمان فتحعلی شاه قاجار
  • داودخان بهداروند: معروف به شاه داود (شاه دَویت)
  • محمودخان بهداروند: معروف به محمودخان فقیرکُش یا بیچاره کُش!
  • جعفرقلی خان بهداروند: فرزند اسدخان بزرگ و از ایلخانان بنام بختیاری
  • اسدالله خون منجزی: از کلانتران بنام بختیاری و رئیس طایفه منجزی
  • عزیز منجزی: فرزند اسدالله خان منجزی و از جنگجویان دلیر بختیاری
  • تَمبُر منجزی: فرزند اسدالله خان منجزی و از جنگجویان شجاع بختیاری
  • نامدار منجزی: از پهلوانان بنام بختیاری و رئیس طایفه منجزی
  • حاج عبدالله خان بهداروند
  • اسکندرخان بهداروند
  • سهراب خان بهداروند
  • عجم خان بهداروند
  • رحیم خان ارشدالدوله بهداروند
  • مهراب خان عجمی
  نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1391ساعت 13:49  توسط بهداروند  | 
 

خانه بهداروند افروختن چراغی برای آینده

 

 تاسیس خانه بهداروند

برخی از اعضاء ایل بهداروند در مورخ هفتم بهمن سال هزار و سیصد و نود و یک با تاسیس خانه بهداروند مصمم به هم اندیشی و یاری گرفتن برای ارتقاء اجتماعی و اقتصادی  خویشاوندان خود هستند.

هیات موسس خانه بهداروند با احساس نیاز این ایل به برنامه های جامع اقتصادی و فرهنگی بمنظور داشتن رسانه ای قابل دسترس و  تلاش برای حفظ هویت بختیاری و بهداروند پس از شش ماه مطالعه و تحقیق ضمن اعلام تاسیس خانه بهداروند، آمادگی خود را برای پذیرش نظرات همه ی اعضای این ایل اعلام می نماید.

تصمیمات هیات موسس خانه بهداروند از طریق این دیدگاه به اطلاع عموم رسانده می شود و این هیات خواهان هم اندیشی، حمایت و راهنمایی برادران خود می باشد.

برخی اعضائ

اعضاء هیات موسس خانه بهداروند عبارتند از :

۱.سیاوش محمودی متولد ۱۳۲۶ از تیره علائدینوند

۲.صفر محمدی متولد ۱۳۲۹ازتیره ی کیارسی

۳.سامان فرجی متولد ۱۳۵۷ ازطایفه ی منجزی

  نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1391ساعت 18:28  توسط بهداروند  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM